خرید بک لینک
در مطلب نخست به اوضاع و احوال ایران در روزگار سلیمان صباحی اشاره شد. در این مطلب به بررسی مختصر اوضاع همسایگان ایران می پردازیم.هنگامی که سلیمان صباحی نوجوانی 15 ساله است نادرشاه به قتل می رسد و افراد بسیاری داعیه حکومت بر تمام یا بخشی از ایران را دارند. « احمد درانی » یکی از این افراد است. وی که جزو فرماندهان نادرشاه است نخستین حکومت مستقل را در افغانستان پایه گذاری می نماید. بعد از او افرادی مانند «تیمور خان و زمان خان و...» در افغانستان به حکومت می رسند. در این روزگار کشوری به نام پاکستان وجود ندارد. و در هند که پاکستان بخشی از آن است با سالهای پایانی «گورکانیان » روبرویم. گورکانیان دولتی مسلمان و مغولی بودند که ارادت خاصی به فرهنگ فارسی داشتند. «تاج محل» از یادگارهای انهاست. در این روزگار اندک اندک پای «کمپانی هند شرقی» از کشور انگلیس به هندوستان باز می شود. آنها به استعمار کشور هندوستان مشغولند تا آنکه بعد از جنگ جهانی دوم و با رهبری «مهاتما گاندی » هند مستقل شده و در ادامه کشور پاکستان و بنگلادش به عنوان 2 کشور مسلمان از هند جدا می شوند.بنابراین تا قبل از استقلال جدا شدن پاکستان از هند و استقلال یعنی شصت سال قبل ایران با کشور هندوستان همسایه است و بسیاری از فعالیتهای انگلیس در ایران به ویژه در شرق ایران و شهرهایی مثل هرات برای حفظ هند استعمار شده است.در همان قرن دوازدهم شمسی و زمانی که سلیمان صباحی کودکی هشت ساله است.« محمد عبدالوهاب » در حجاز به دنیا می آید. برای تحصیل به مدینه و سپس بصره و بغداد و نجف و همدان می آید و بار دیگر به حجاز باز می گردد. او اعلام می کند نیازی نیست مردم برای ارتباط با پروردگار به دنبال واسطه باشند. ساختن گنبد و بارگاه حرام است و باید این ساخت

برچسب: نویسنده: سینا رحیمی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 19:41

سلیمان صباحی یکی از بزرگترین شاعران ایران در روزگار خویش بوده است. اگر چه تاریخ دقیق تولد و فوت او معلوم نیست اما گفته می شود وی در سال1108 هجری شمسی یا 1730 میلادی به دنیا آمد و حدود هفتاد سال در این جهان زیست اما اوضاع و احوال جهان در روزگار سلیمان صباحی چگونه بود؟.....قرن هیجدهم قرن دانشگاه ، قرن روشنگری و قرن پیشرفت در اروپاست و البته قرن غارت و به بردگی گرفتن انسان....هنگامی که صباحی دو دهه از عمرش سپری شده «جیمز وات »به تکمیل ماشین بخار می پردازد. با ساخت ماشین بخار حرکت و پویایی شتاب می گیرد. قطار و کشتی به سرعت حرکت خویش را آغاز می کند. قاره جدیدی به نام «استرالیا» کشف می شود.-هر چند حضور بومیان در آن نشانگر آن است انسان پیشتر هم به آنجا قدم گذاشته است.- در قاره آمریکا هم مهاجرین فرانسوی و انگلیسی و سایر کشورهای اروپایی به نزاع با هم می پردازند. دولت انگلیس اعتقاد دارد ساکنان آمریکا باید مالیاتی مانند سایر مستعمرات بپردازند اما مردم آمریکا با کمک فرانسوی ها وارد جنگ شده و قانون اساسی آمریکا به عنوان کشوری مستقل تصویب می شود. «جرج واشنگتن »در سال 1789 به عنوان اولین رئیس جمهور کشور آمریکا سوگند می خورد.....در روزگار صباحی برده داری صنعتی پر سود است. اروپاییها با کشتی به آفریقا می روند میلیونها سیاهپوست را به اسارت می گیرند. بخشی از آنها به آمریکا فرستاده می شوند تا در مزرعه مشغول کار شوند و تعدادی از آنها به اروپا و کشورهای دیگر فروخته می شوند...در این روزگار بسیاری از کشورهای آفریقایی ، آمریکای جنوبی و حتی آسیا مستعمره است. ...مستعمره انگلیس....قرانسه...پرتقال....لسپانیا....« شرکت هند شرقی » اداره ی کشور هندوستان را بر عهده دارد...یک پژوهشگر هندی اعتقاد دارد در دو قرن

برچسب: نویسنده: سینا رحیمی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 19:41

قرن دوازدهم شمسی یا قرن هیجدهم میلادی که روزگار زندگانی سلیمان صباحی است ایران و غرب دو مسیر متفاوت دارند. در اروپا که از دویسن و حتی پیشتر با دانشگاه و دستگاه چاپ کارشان را آغاز کرده اند دوران پیشرفت و توسعه ادامه دارد.در میانه ی این قرن «جیمز وات» دانشمند اسکاتلندی دستگاه بخار می سازد. و با بهره از نیروی بخار چرخ قطار و دستگاه های کارخانه به راه افتاده و کشتی ها با سرعت در دنیا مشغول حرکت می شوند.« لاوازیه » دانشمند فرانسوی ترازو را به آزمایشگاه شیمی آورده و معتقد است برای فهم درست از واکنش های شیمیایی باید مواد آزمایشگاهی وزن شود. او « اکسیژن» را کشف می کند.« جوزف بلک » هم « دی اکسد کربن » را ...«ادام اسمیت »کتابی به نام « ثروت ملل »را می نویسد. کتابی که نشان می دهد اقتصاد یک علم است.در حوزه موسیقی هم بزرگانی مانند « بتهوون و موتزارت و باخ» سمفونی های بی نظیری به یادگار می گذارند.....در فلسفه نامهای « ژان ژاک روسو و هیوم و امانویل کانت » اثرگذار تر از بقیه هستند.روسو معتقد است مردم نیازمند آموزش هستند.هیوم می نوشت برای درک جهان باید به سراغ آزمایش و تجربه رفت و کانت عقیده داشت دنیای ما دنیای نقد است چه دنیای بیرون چه آنچه در روح انسان می گذرد.....در این دوران ایران در بی سوادی و خرافه پرسه می زند و افرادی از خاندان صفویه و زندیه و افشار و قاجار برای نشستن بر تخت سلطنت به جنگ و نبرد مشغول هستند....( علیرضا توحیدی - تیرماه 1403 )  |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:43&nbsp توسط علی رضا توحيدي  | 

برچسب: نویسنده: سینا رحیمی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 19:41

نشسته ام در ساعات پایانی روز جمعه به تماشای بازی آلمان - اسپانیا....نیمه دوم است اسپانیا توانسته در دقیقه 59 گل پیروزی را به ثمر برساند. «جواد خیابانی» گزارشگر بازی است. او سعی دارد به گزارش هیجان بدهد و البته به انتخابات اشاره کند گزارشگر فریاد می زند : «..همان طور که هیجان ورزشگاه اشتوتگارت آرنا را فرا گرفته در سراسر ایران شور و شوق انتخابات ریاست جمهوری موج می زند!»....یادم می افتد هنوز رای نداده ام ....رای بدهم یا نه...و به که....«سعید جلیلی» انسان شریفی است یک پایش را در دفاع مقدس فدا کرده و خودش می گوید 11 سال است برای توسعه ایران در حال جمع آوری اطلاعات و برنامه ریزی است....اسپانیا لیگ قوی تری دارد بارسلونا و رئال مادرید بهترین باشگاههای دنیا هستند....اگر لیگ اسپانیا نتواند 11 بازیکن ارزشمند تربیت کند به چه کاری می آید؟!...«مسعود پزشکیان» 5 بار با رای مردم تبریز راهی مجلس شده است.تبریز حوزه ی انتخاباتی کوچکی نیست بیش از 2 میلیون جمعیت دارد...این تکرار انتخاب یک فرد ،نشانه کارآمدی و راستگویی و پاکدستی و توان جذب اعتماد است و البته در خانه ملت با رای نمایندگان مردم شده نایب رئیس مجلس ....توپ در میانه های میدان است با خودم می گویم اگر آلمان پیروز شود جلیلی رای می آورد...(برای اینکه هر دو حرف لام دارند و اسپانیا و پزشکیان حرف سوم الفبا!).....بازی به دقایق پایانی می رسد و همچنان تیم پزشکیان پیروز مسابقه است. اما لحظه ای مانده به پایان نود دقیقه ، آلمان با یک ضربه سر ، دروازه حریف را می گشاید......خیابانی فریاد می زند: «هنوز هیچ چیزی به پایان نرسیده است!... بازی به وقت اضافه می رود و زمان انتخابات تا ساعت 24 تمدید می شود.....» ..پزشکیان خودش یک رسانه است.نه وعده می دهد و ن

برچسب: نویسنده: سینا رحیمی تاريخ: يکشنبه 17 تير 1403 ساعت: 16:41

این روزها فیلمی از مدیر سایت تاریخی ویگل در کانالهای خبری پخش می شود که به معرفی برخی از آثار به دست آمده از این مجموعه می پردازد...نکته ی عجیب این گزارش آن است که این مدیر شمالی در چند جای صحبتهایش می گوید «ویگل» یا «هراسکان»!!!در حقیقت وقتی مدیری نداند آنجا که هست به نام ویگل خوانده می شود یا هراسکان چرا باید حرف بزند؟!!!....اما سوال اساسی این است که آیا این سایت تاریخی ویگل است یا هراسکان؟!! مهمترین و قدیمی ترین اثری که به این دو واژه اشاره دارد قصیده ای از ابن الرضای راوندی عالم هزار سال قبل است که می گوید یکی از سرداران سلجوقی به تاخت و تاز در روستاهای اطراف کاشان پرداخت و اسم این دو را می آورد ( البته بحث تاریخی این 2 واژه بسیار مفصل است.) اما تا همین چنند دهه قبل قلعه ای بود در جایی که اکنون شهرک صنعتی سلیمان صباحی است به نام «راست کوه» و با توجه به اینکه مردم بیدگل توانایی خاصی در تغییر واژه ها دارند مثلاً «باغ علوی » را «بعلی یونه » می گویند و «سلمقان »را «سر مُقُم» و «مختص آباد» را «مُخصاباد» بعید نیست «راست کوه» هم « هراست کوه » یا «هراستکان» و «هراسکان» باشد....اما اگر از این نکته تاریخی بگذریم اصل این است که روی مجموعه های تاریخی اسمی گذاشته شود و دیگران باید آن را بپذیرند. مثلا دو هزار و پانصد سال قبل هخامنشیان مجموعه ای را که اینک « تخت جمشید » خوانده می شود ساختند و بعد اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد و آنجا را به آتش کشید و متروکه شد.....بیش از دو هزار سال این مجموعه نامی نداشت تا اینکه در روگار قاجار باستان شناسان اروپایی در آن به کاوش و تحقیق پرداخته و برای آن نام «تخت جمشید » انتخاب شد.و بعد هیچ محقق و تاریخ نگاری نگفت اینجا تخت داریوش است یا تخت کمبوجیه

برچسب: نویسنده: سینا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 23:53

صفحه بندی